سلام پسر
خوشحالم كه الان خوب و سرحالي و شيرت رو خوردي اينجا جلوي چشمم خوابيدي . نميدوني ديشب كه از دل درد به خودت ميپيچيدي چه حالي بودم .وقتي سفت بغلت ميكردم و پشتت رو نوازش ميكردم آروم ميشدي و خوابت مي برد اما تا ميذاشتمت سر جات گريه ميكردي . من و بابايي به نوبت بغلت كرديم و راه برديمت تا صبح كه بهتر شدي و خوابيدي . خواهش ميكنم ديگه اونجوري ناله نكن . من طاقتش رو ندارم . چيكار كنم . فعلا بزرگ ترين دغدغه ندگي من كاركردن شكم تو و آروغ زدنت بعد از نوش جان كردن شيرت هست . اينم از اثرات مادري !
آها تا يادم نرفته بگم ديشب اولين كتك عمرت رو خوردي ! تقصير من نبود . داشتم تر و تميزت ميكردم و به پاهات كرم ميزدم كه ديدم يهو لب ورچيدي و بغض كردي و بعد هم يكي از اون گريه هاي سوزناك رو سر دادي . اولش نفهميدم چي شده . اما بعد ديدم دستت رو بردي پشت سرت و يك دسته از موهات رو با قدرت ميكشي . آخه پسر من اين چه كاريه كه ياد گرفتي ؟ تازه ازت غافل بشم گوشت رو هم ميكني ! اينه كه از ديشب كلاه سرت كردم و دستكش هم دستت كردم كه ديگه كمتر بلا سر خودت بياري .
دو سه روزه تو بيداري لبخند ميزني . مخاطب خاصي نداري انگار . ميري تو فكر و بعد يه لبخند كج وكوله و..بذار بقييه اش رو نگم كه خوانندگان احتمالي اينجا عقشون نگيره از اينهمه لوس و ننر بودن من و بابات !چيكار كنيم ديگه. نديدبديديم .
راستي پسر زورت هم كلي زياد شده . چند شب پيش با يه دستت گوشه بالش زير سرت رو گرفتي و بلند كردي ! از تو كرير هم خودت رو سر ميدي پايين . خدا به من رحم كنه با اين وروجك بازيهاي تو !